تبليغاتX
راز و نیاز


راز و نیاز


 



وصیتی زیبا برای زندگی ابدی


روزی فرا خواهد رسید که جسم من آنجا زیر ملحفه سفید پاکیزه ای که از چهار طرفش زیر تشک تخت بیمارستان رفته است، قرار می گیرد و آدم هایی که سخت مشغول زنده ها و مرده ها هستند از کنارم می گذرند. 



آن لحظه فرا خواهد رسید که دکتر بگوید مغز من از کار افتاده است و به هزار علت دانسته و ندانسته زندگیم به پایان رسیده است. 

در چنین روزی، تلاش نکنید به شکل مصنوعی و با استفاده از دستگاه، زندگیم را به من برگردانید و این را بستر مرگ من ندانید. بگذارید آن را بستر زندگی بنامم. بگذارید جسمم به دیگران کمک کند که به حیات خود ادامه دهند 



چشمهایم را به انسانی بدهید که هرگز طلوع آفتاب، چهره یک نوزاد و شکوه عشق را در چشم های یک زن ندیده است. قلبم را به کسی هدیه بدهید که از قلب جز خاطره ی دردهایی پیاپی و آزار دهنده چیزی به یاد ندارد. خونم را به نوجوانی بدهید که او را از تصادف ماشین بیرون کشیده اند و کمکش کنید تا زنده بماند و نوه هایش را ببیند. کلیه هایم را به کسی بدهید که زندگیش به ماشینی بستگی دارد که هر هفته خون او را تصفیه می کند. استخوان هایم، عضلاتم، تک تک سلول هایم و اعصابم را بردارید و راهی پیدا کنید که آنها را به پاهای یک کودک فلج پیوند بزنید. 

هر گوشه از مغز مرا بکاوید، سلول هایم را اگر لازم شد، بردارید و بگذارید به رشد خود  ادامه دهند تا به کمک آنها پسرک لالی بتواند با صدای دو رگه فریاد بزند و دخترک ناشنوایی زمزمه باران را روی شیشه اتاقش بشنود. 

آنچه را که از من باقی می ماند بسوزانید و خاکسترم را به دست باد بسپارید، تا گلها بشکفند 



اگر قرار است چیزی از وجود مرا دفن کنید بگذارید خطاهایم، ضعفهایم و تعصباتم نسبت به همنوعانم دفن شوند. 

گناهانم را به شیطان و روحم را به خدا بسپارید و اگر گاهی دوست داشتید یادم کنید. عمل خیری انجام دهید، یا به کسی که نیازمند شماست، کلام محبت آمیزی بگویید. 

اگر آنچه را که گفتم برایم انجام دهید، همیشه زنده خواهم ماند... 

-- 



نوشته شده در 91/02/28| ساعت 20:4| توسط پاییز|

چرا اول قصه ها میگن یکی بود یکی نبود ؟

حقيقتي ديگر یکی بود یکی نبود، داستان زندگی ماست. همیشه همین بوده. یکی بود یکی نبود. در اذهان شرقی مان نمی گنجد با هم بودن. با هم ساختن. برای بودن یکی، باید دیگری نباشد.
هیچ قصه گویی نیست که داستانش این گونه آغاز شود، که یکی بود، دیگری هم بود. همه با هم بودند. و ما اسیر این قصه کهن، برای بودن یکی، یکی را نیست می کنیم. از دارایی، از آبرو، از هستی. انگار که بود...نمان وابسته نبودن دیگریست.
هیچ کس نمی داند، جز ما. هیچ کس نمی فهمد جز ما. و آن کس که نمی داند و نمی فهمد، ارزشی ندارد، حتی برای زیستن.
و این هنری است که آن را خوب آموخته ایم.
نمیدانم چرا تمام حکایات با یک واژه آغاز میشد. حدیث تکراری، افسانه ای غمگین، داستانی شیرین یکی بود یکی نبود آن یکی که نبود کجا بود؟ چرا نبود؟
آن یکی که بود بدون آنکه نبود چگونه بود؟
چرا هیچ حکایتی با یکی بود و یکی بود آغاز نشد؟
و چرا در تمام افسانه ها کلاغ به خانه اش نرسید؟
کلاغ در کجا ماند ؟
و چرا تمام افسانه ها راست نبود؟
و چرا بالا رفتیم ماست بود پایین آمدیم دوغ بود
چرا قصه ما دروغ بود؟
قصه ما راست بود.
حقیقت بود.
تلخ بود افسانه نبود.
حکایت بود

 

 

نوشته شده در 91/02/04| ساعت 0:43| توسط پاییز|

ماندن همیشه خوب نیست،رفتن هم همیشه بد نیست

گاهی رفتن بهتر است .گاهی باید رفت...

اگر نروی هر آنچه ماندنیست خواهد رفت.
...
اگر بروی شاید با دل پر بروی و اگر بمانی با دست خالی خواهی ماند.

گاهی باید رفت و بعضی چیزها را که بردنی ست با خود برد،

مثل یاد، مثل خاطره، مثل غرور...

و آنچه ماندنی ست را جا گذاشت، مثل یاد، مثل خاطره، مثل لبخند...

رفتنت ماندنی می شود وقتی که باید بروی، بروی ...

و ماندنت رفتنی می شود وقتی که نباید بمانی، بمانی...

برو و بگذار چیزی از تو بماند که نبودنت را گرانبها کند.

برو و نگذار ماندنت باری بشود بر دوش ِ دل کسی که شکستن غرورت

برایش از شکستن سکوت آسانتر باشد

عشقت را بردار و برو. خوب برو. زیبا برو.

شاد برو، شاد از این باش که اگر ترا او نشناخت، عشق شناخت

برو، فقط برو......

 

 

نوشته شده در 91/02/04| ساعت 0:34| توسط پاییز|

صدايش را شنيدم...

صدايي كه ميلرزيد...

ترس داشت ، 

از من،

از احساسِ من،

آرام نميشد/اشكهايم را خوردم

دهانم ديگر خشك نبود/

منطقي بودم....

بازهم نفر سوم رابطه شدم.../

نوشته شده در 91/02/02| ساعت 0:39| توسط پاییز|

زندگی‌ رو زیاد جدی نگیرید

هیچکی تاحالا زنده از زندگی‌ بیرون نیومده

نوشته شده در 90/12/16| ساعت 11:1| توسط پاییز|

باد می وزد …میتوانی در مقابلش هم دیوار بسازی ، هم آسیاب بادی تصمیم با تو است . . .

زیباترین حکمت دوستی ، به یاد هم بودن است ، نه در کنار هم بودن . .. .

خوب گوش کردن را یاد بگیریمگاه فرصت ها بسیار آهسته در می زنند . . .

اگر یک روز هیچ مشکلی سر راهم نبود ، می فهمم که راه را اشتباه رفته ام . . .

مهم بودن خوبه ولی خوب بودن خیلی مهم تره . . .

فراموش نکن قطاری که از ریل خارج شده ، ممکن است آزاد باشد ولی راه به جائی نخواهد برد . . .

انتخاب با توست ، میتوانی بگوئی : صبح به خیر خدا جان یا بگوئی : خدا به خیر کنه ، صبح شده . .

زندگی کتابی است پر ماجرا ، هیچگاه آن را به خاطر یک فصلش دور نینداز . . .

مثل ساحل آرام باش ، تا مثل دریا بی قرارت باشند ... . .

جائی در پشت ذهنت به خاطر بسپار ، که اثر انگشت خداوند بر همه چیز هست . . .

همیشه خواستنی ها داشتنی نیست ، همیشه داشتنی ها خواستنی نیست . . .

بیا لبخند بزنیم بدون انتظار هیچ پاسخی از دنیا . . .

به کم نور ترین ستاره ها قانع باش ، که چشم همه به سوی پر نور ترین ستاره هاست . . .

فکر کردن به گذشته ، مانند دویدن به دنبال باد است . . .

آدمی ساخته افکار خویش است ، همان خواهد شد که به آن می اندیشد . . .

امروز را برای ابراز احساس به عزیزانت غنمینت بشمار شاید فردا احساس باشد اما عزیزی نباشد . . .

هیچ وقت به خدا نگو یه مشکل بزرگ دارم به مشکل بگو من یه خدای بزرگ دارم . . .

اگر صخره و سنگ در مسیر رودخانه زندگی نباشدصدای آب هرگز زیبا نخواهد شد . . .

کسی را که امیدوار است هیچگاه نا امید نکن ، شاید امید تنها دارائی او باشد . . .

شاد بودن تنها انتقامی است که میتوان از دنیا گرفت ، پس همیشه شاد باش . . .

هیچ گاه از دوست داشتن انصراف نده ، حتی اگه بهت دروغ گفت بازم بهش فرصت جبران را بده . . .

برای آنان که مفهوم پرواز را نمی فهمند ، هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر می شوی . . .

اگر روزی عقل را بخرند و بفروشند ما همه به خیال اینکه زیادی داریم فروشنده خواهیم بود...

از انسانها غمی به دل نگیر؛ زیرا خود نیز غمگین اند؛ با آنکه تنهایند ولی از خود میگریزند زیرا به خود و به عشق خود و به حقیقت خود شک دارند؛ پس دوستشان بدار اگر چه دوستت نداشته باشند . . .

تاریک ترین ساعت شب درست ساعات قبل از طلوع خورشید است پس همیشه امید داشته باش . . .

چه خوب می شد اگر ، اطلاعات را با عقل اشتباه نمی گرفتیم و عشق را با هوس و حقیقت را با واقعیت.

 

 

نوشته شده در 90/10/25| ساعت 0:49| توسط پاییز|

 

 مرد مسنی به همراه پسر ۲۵ ساله‏اش در قطار نشسته بود. در حالی که مسافران در صندلیهای خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد. به محض شروع حرکت قطار پسر ۲۵ ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و هیجان شد. دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که هوای در حال حرکت را با لذت لمس می کرد فریاد زد : “ پدر نگاه کن درختها حرکت می کنند ” مرد مسن با لبخندی هیجان پسرش را تحسین کرد.کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که حرفهای پدر و پسر را می شنیدند و از حرکات پسر جوان که مانند یک بچه ۵ ساله رفتار می کرد، متعجب شده بودند. ناگهان پسر دوباره فریاد زد: ” پدر نگاه کن دریاچه ، حیوانات و ابرها با قطار حرکت می کنند.” زوج جوان پسر را با دلسوزی نگاه می کردند. باران شروع شد چند قطره روی دست مرد جوان چکید.او با لذت آن را لمس کرد و چشمهایش را بست و دوباره فریاد زد:” پدر نگاه کن باران می بارد،‌ آب روی من چکید. زوج جوان دیگر طاقت نیاورند و از مرد مسن پرسیدند : “‌چرا شما برای مداوای پسرتان به پزشک مراجعه نمی کنید؟!” مرد مسن گفت: ” ما همین الان از بیمارستان بر می گردیم. امروز پسر من برای اولین بار در زندگی می تواند ببیند!!! نتیجه اخلاقی "ما نباید بدون دانستن تمام حقایق نتیجه‏ گیری کنیم"

نوشته شده در 90/10/01| ساعت 1:34| توسط پاییز|

 

آناتول فرانس:* هيچ عيب ندارد كه شما فهيم و فيلسوف باشيد، ولي اگر هستيد طوري رفتار كنيد كه كساني كه با شما حرفي ميزنند شما را به سادگي خودشان تصور كنند.* هرگز با احساساتي كه از اولين برخورد نسبت به كسي پيدا مي كنيد نسنجيده اعتماد نكنيد.* خنده بهترين اسلحه جنگ با زندگي است.

آنتوان چخوف:* انسان همان است كه خود باور مي كند.

آنده ژيد:* هركس بايد راه زندگي خودش را پيدا كند و از آن راه برود، نه از راه زندگي ديگري.

ابوالفضل بيهقي:* مردان بزرگ نام بدان گرفتند كه چون بر دشمن دست مي يافتند، نيكويي مي كردند و از او درمي گذشتند..

ادوارد گيبن:* بادها و امواج سهمگين پيوسته طرف قابلترين ملاحان هستند.

استاندال:* در تنهايي و عزلت هرچيزي را مي توان كسب كرد به استثناي شخصيت.

اسكار وايلد:* هميشه دشمنان خود را ببخش چيزي بيش از اين آنها را ناراحت نمي كند.

امرسون:* اعتماد به نفس اولين راز كاميابي است.

اميل زولا:* تا به حال بيشتر كساني موفق شده اند كه كمتر تعريف شنيده اند.

اونوره دوبالزاك:* استعداد شگرف بدون اراده آهنين معني و مفهومي ندارد.

بايگون:* آميختن سخن راست با دروغ مانند عياري است كه به سكه هاي نقره و طلا نهند. هرچند مايه استحكام مسكوك است، اما از بهاي آن مي كاهد.

بتهوون:* اگر مي خواهي خوشبخت باشي براي خوشبختي ديگران بكوش، زيرا آن شادي كه ما به ديگران ميدهيم به دل خود ما برمي گردد.

بودا:* يك روز زندگي با روشن بيني، بهتر از صد سال عمر در تاريكي است.

تولستوي:* همه مي خواهند بشريت را عوض كنند، ولي دريغا كه هيچكس در اين انديشه نيست كه خود را عوض كند.

جان اشتاين بك:* هرچه سن و سال انسان بالا مي رود به همان نسبت در رابطه با تغيير و تحول از خودش مقاومت نشان مي دهد، به ويژه تغييراتي كه موجب بهتر شدن امور مي شود.

جرج برنارد شاو:* فاجعه آميزترين حادثه در دنيا اينست كه فرد نابغه اي بي مرام باشد.* مزه زندگي بخاطر وجود مرگ از دست نمي رود، همانطور كه خنده ما از جدي بودن زندگي نمي كاهد.

جرج هربرت:* سخنان آرامش بخش كاراتر از يك سطل آب براي خاموش كردن آتش است.

چارلز فيلد:* بي مصرف ترين روزها روزي است كه در آن نخنديده باشيم.

خوان مانوئل:* آن فردي كه بي جهت و بي مورد از تو تعريف مي كند، خيال گرفتن آن چيزي را كه داري دارد.

دكارت:* مطالعه كتاب هاي خوب، گفتگو با مردان شرافتمند گذشته است.* اگر طالب و جوياي واقعي حقايق هستي بايد دست كم يك بار در زندگي ات به تمام چيزها شك كني.

دموكريتوس:* كسي كه به روي زندگي مي خندد به ريشه هاي عميق اعتماد به نفس نائل شده است، برعكس اين مسئله تصويرهاي ذهني منفي انسان موجب ياس و سرخوردگي او مي شود.

رابيندرانات تاگور:* آنكه قصد نيكوكاري كرده باشد بر در مي كوبد و آنكه قصد عشق مي ورزد، درها را باز خواهد ديد.

روسكين:* هر انديشه شايسته اي به چهره انسان زيبايي مي بخشد.

سروانتس:* از كف رفتن ثروت دنيوي يك غم است، از دست رفتن دوست خوب صد غم است، اما آنكه شهامتش را از دست مي دهد همه چيز را از كف داده است.

سقراط:* اگر خاموش باشي تا ديگران به سخنت آرند، بهتر از آنكه سخن گويي و خاموشت كنند.

شادهلم استتر:* نشاط دروني عمر خود را مي توانيد با تعداد تبسم هايي كه بر لبان شما مي نشيند اندازه بگيريد.

شكسپير:* از دست دادن اميدي پوچ و آرزويي محال، خود موفقيت و پيشرفت بزرگي است.* ترجيح مي دهم ابلهي مرا خندان كند تا دانايي مرا غمگين سازد.

فنلون:* خطاهاي ديگران را همچون خطاهاي خويش تحمل كن.

كنفوسيوس:* عظمت و شكوه انساني ما اين نيست كه هيچ گاه سقوط نكنيم بلكه اين عظمت در آنجاست كه هر وقت افتاديم دوباره برخيزيم و تلاش را از سر گيريم.

گاندي:* از گناه تنفر داشته باش نه از گناهكار.

گوته:* خوشبخت ترين افراد كسي است كه فضيلت ديگران را قدر بداند و از خوشبختي ديگران نيز احساس مسرت كند.* كتاب محبت را به دقت مطالعه كردم، صفحات مسرت بخش آن را مختصر يافتم و تمام اوراق را با رنج و اندوه مالامال ديدم.

لاكودر:* اگر مي خواهي دقيقه اي خوشحال باشي انتقام بگير و اگر براي هميشه طالب خوشي هستي عفو كن.

مادر ترزا: در اين جهان نياز به عشق و پذيرش آن را از نياز به نان خوردن بيشتر است.

مثل آلماني:* همسايه خود را دوست بدار اما ديوار بين خودان را از بين نبر.* از كلمات مانند پول هايت استفاده كن.

موريس مترلينگ:* آدمي ساختار افكار خويش است، فردا همان خواهد شد كه امروز مي انديشيده است.

واشنگتن اروينگ:* افراد كوچك و محدود براي ناكامي خود مرثيه مي خوانند ولي افراد بزرگ از شكست و ناكامي موفقيت و كاميابي مي آفرينند.

ولتر:* از روي سوالهاي فرد بهتر از جواب هاي او مي توانيد درباره اش قضاوت كنيد.*

وين داير:* انسان كامياب كسي نيست كه ثروت بي حساب به دست مي آورد. بلكه فردي است كه به هر كاري دست بزند موفقيت آن را در آن پديده مي آورد. ثروت تنها يكي از دستاودهاي انسان هاي موفق است.* هرچه بيشتر بر اعمال خويش تامل كنيد احتمال اينكه معني و منظور واقعي زندگي را درك كنيد بيشتر است.* هرچه رابطه حسنه و سرشار از صميميت و محبت بيشتري را با خود برقرار كنيد به طور غير ارادي محبت بيشتري براي ايثار به دست خواهيد آورد.* براي كساني كه به جستجوي تجربه هاي تازه بر نمي آيند ترس از شكست به ترس از موفقيت مي شود.* اگر رفتارتان نشان از خشم و نفرت داشته باشد جز خشم و نفرت حاصلي نخواهيد يافت و اگر عشق بورزيد عشق را با زندگي خود در خواهيد آميخت.

 گابريل گارسيا مارکز :* هيچ كس لياقت اشك هاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نمي شود. اگر كسي تو را آن طور كه مي خواهي دوست ندارد، به اين معني نيست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد. دوست واقعي كسي است كه دست هاي تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس كند. هرگز وقتت را با كسي كه حاضر نيست وقتش را با تو بگذراند، نگذران. شايد خدا خواسته است كه ابتدا بسياري افراد نامناسب را بشناسی و سپس شخص مناسب را، به اين ترتيب وقتي او را يافتي بهتر مي تواني شكرگزار باشي. به چيزي كه گذشت غم مخور، به آن چه پس از آن آمد لبخند بزن. هميشه افرادي هستند كه تو را مي آزارند، با اين حال همواره به ديگران اعتماد كن و فقط مواظب باش كه به كسي كه تو را آزرده، دوباره اعتماد نكني. زياده از حد خود را تحت فشار نگذار، بهترين چيزها در زماني اتفاق مي افتد كه انتظارش را نداري.

نوشته شده در 90/09/22| ساعت 1:53| توسط پاییز|

دیشب خوابم نمیبرد. همش به فکرش بودم، می دونستم یه جورایی دلش پیشم گیرکرده! اما من فقط اونو به عنوان یه دوست میخواستم. واقعا نمیدونم حتی با خودم هم نمی تونم در این مورد کنار بیام!!

رفتم دنبالش، لبخندزنان سوار شد. حرف و دلم یکی نبود. نمی دونستم چطوری بهش بگم.

 میدونی اشکالم چیه؟

 نه؟

 من هیچ دست دوستی رو که به سمتم داراز بشه رد نمی کنم!!

 خیلی بی چشم و رویی!!

 تموم حرفاش با لبخند بود. آهی کشید:

 هیچ کی هم عاشق ما نشد!!!!!

نشنیده گرفتم.

میترسم دارم وابستت میشم...

من هم نگرانم . بیشتر برای تو ..... نمی خوام با احساسات بازی بشه... وابسته من نشو.......

لبخنداش تلخ شده بود. شاید فقط ظاهرشو حفظ کره بود. پرسیدم خودکار داری؟ خودکاری که خودم بهش یادگاری داده بودم رو ، بهم داد!!! گفتم یه زیردستی هم میخوام.. جزوه ای که مال من بود رو از کیفش بیرون آورد و بهم داد. یه جورایی خجالتم می کشیدم.

میخوام مختو بزنم.....  نه شوخی کردم!!!!!

نه نمیتونی. چون مخی وجود نداره...

 بهش خندیدم!!! تو اگه پسر بودی دوستای خوبی واسه  هم میشدیم!

 وسایلشو!!!!! پس دادم.می خواست دیگه بره ... همه چی رو فهمیده بود. ناراحت بود مثل خودم.

هر چی میخوای بگی، بگو. بازم نری خونه مدام پیام بدی، از دیدنت خوشحال شدم و ....

حرفمو قطع کرد.نه دیگه بهت پیام نمیدم.

ببین همه چیز وهمه کس رو دوست داشته باش اما به هیچ چیز و هیچ کس دل نبند!!!!!

باهام جمله آخری رو بازهم با لبخند تکرار کرد: به هیچ کس دل نبند!!!!!!!!!

من راه خودمو رفتم. حتی پشت سرم رو هم نگاه نکردم. بغض گلوموگرفته بود.....نمیدونم چرا اشکام سرازیر نمی شد... دلم میخواست گریه کنم!!!!!

ای اشک کجایی که بیایی؟؟؟ بر گونه سرد ما قدم گذاری

این درد درون سینه ام را         شاید تو توانی برهانی!!!!!

 

نوشته شده در 90/09/22| ساعت 1:51| توسط پاییز|

   این مطلب، نوشتهای کوتاه و در عین حال جذاب است که دالایی لاما برای سال 2008 تنظیم کرده است. بخوانید و سرخوش گردید.  خواندن و اندیشیدن در این مطلب بیشتر از یکی دو دقیقه وقت نمیگیرد. این پیام را وانگذارید. صفات خداوند را در خود نمایان سازید. همیشه خوب باشید و خوب رفتار کنید و به همه خوبی کنید خوش قلب مهربان و با وفا باشید به هیچ بهایی خود و دیگران را نفروشید .

1-  به خاطر داشته باش که عشقهای سترگ ودستاوردهای عظیم، به خطر کردنها و ریسکهای بزرگ محتاجاند.2-   وقتی چیزی را از دست دادی، درس گرفتن از آن را از دست نده.3- این سه میم را از همواره دنبال کن:* محبت و احترام به خود را* محبت به همگان را * مسؤولیتپذیری در برابر کارهایی که کردهای4- به خاطر داشته باش دست نیافتن به آنچه میجویی، گاه اقبالی بزرگ است.5- اگر میخواهی قواعد بازی را عوض کنی، نخست قواعد را فرابگیر.6- به خاطر یک مشاجرهی کوچک، ارتباطی بزرگ را از دست نده.7-  وقتی دانستی که خطایی مرتکب شدهای، گامهایی را پیاپی برای جبران آن خطا بردار.8-  بخشی از هر روز خود را به تنهایی گذران.9-  چشمان خود را نسبت به تغییرات بگشا، اما ارزشهای خود رابهسادگی در برابر آنها فرومگذار.10-  به خاطر داشته باش که گاه سکوت بهترین پاسخ است.11-  شرافتمندانه بزی؛ تا هرگاه بیشتر عمر کردی، با یادآوری زندگی خویش دوباره شادی را تجربه کنی.12-  زیرساخت زندگی شما، وجود جوی از محبت و عشق در محیط خانه و خانواده است.13-  در مواقعی که با محبوب خویش صحبت میکنی و از او گله داری، تنها به موضوعات کنونی بپرداز و سراغی از گلایههای قدیم نگیر.14-   دانش خود را با دیگران درمیان بگذار. این تنها راه جاودانگی است.15-  با دنیا و زندگیِ زمینی بر سر مهر باش.16-  سالی یک بار به جایی برو که تا کنون هرگز نرفتهای.17-  بدان که بهترین ارتباط، آن است که عشق ما به هم، از نیاز شمابه هم سبقت گیرد.18-  وقتی می خواهی موفقیت خود را ارزیابی کنی، ببین چه چیز را از دست دادهای که چنین موفقیتی را به دست آوردهای.19-  در عشق و آشپزی، جسورانه دل را به دریا بزن.

*عاشق باش طوریکه انگار هرگز نا امیدت نمیکنه. کار کن طوریکه انگار به پول احتیاج نداری. برقص طوریکه انگار هیچکس نگاهت نمیکنه. آواز بخون طوریکه انگار هیچکس صداتو نمیشنوه. زندگی کن طوریکه انگار تو بهشتی. غمگین بودن بهانه می خواهد اما برای شاد بودن هرگز نباید دنبال دلیل و بهانه بود. شادی و نشاط حالت طبیعی جسم و روح و ذهن ماست. در حقیقت تنها زمانی که شاد و خوشحال و آرام هستیم بدن ما در وضعیت کارکردی صحیح قرار دارد و روح و ذهن آرام است که می تواند بیماری ها را علاج دهد و سلامتی را در تمام وجود انسان بگستراند. هرگز برای شادبودن منتظر بهانه و یا اتفاق خاصی نباشید. همین الان شاد باشید.

دوست کسی است که تو وقتی با او هستی دیگر از نقش بازی کردن دست برمی داری و جرات می کنی با اعتماد کامل به او همانی باشی که واقعا هستی. دوست کسی است که هنگام با او بودن تو خودت هستی.

 خانه دوست همین نزدیکی هاست. شاید نتوانیم هرگز ببینیمش . اما می توانیم گرمای حضور او را در لحظه به لحظه زندگی و صدای تپش قلبش را در تمام وجود خود حس کنیم. اینکه نمی بینیمش هرگز دلیل نمی شود که نباشد.

روزی از یک آدم موفق پرسیدند: توچرا همیشه سخت ترین راه را انتخاب می کنی؟ و او پاسخ داد:" مگر راه دیگری هم هست!؟ من هیچ وقت ندیده ام راه خیلی راحت و خیلی بی دردسر آدم را به مقصد برساند!"

 خدا به ما عقل داد نه برای اینکه گوشه ای بنشینیم و دائم با خودمان حرف بزنیم! بلکه به این دلیل که برای سوالاتی که می پرسیم جوابی پیدا کند. ماموریت و وظیفه اصلی و در واقع تنها وظیفه مفید مغز انسان یافتن پاسخ و راه حل یابی است. به همین دلیل در هنگام برخورد با مشکلات زندگی بهترین واکنش این است که بلافاصله با طرح سوالات اساسی چرا؟ چگونه؟ چه زمان؟ کجا؟ و کدام؟ سعی کنیم ذهن را وادار سازیم تا برای مشکلی که پیش آمده جواب پیدا کند.

يک شمع مي تواند هزاران شمع را روشن کند، بدون آن که چيزي از دست بدهد، مانند شادي که هيچگاه با تقسيم کردن کم نمي شود.

 مهم نيست که به باورهاي عميق و اشتباه چه مدتي با ما بوده اند و يا چه کسي و يا چه کساني آن ها را به ما قبولانده اند و يا چقدر عميق در ضمير ناخودآگاه ما ريشه دوانيده است .مهم اين است که باورهاي اشتباه و مزاحم را هر قدر هم که عميق باشند مي توان از ريشه در آورد و به بيرون پرتاب کرد .

 

 

نوشته شده در 90/09/18| ساعت 0:22| توسط پاییز|















قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت